
توی سینه یه عشق قدیمی و نفرت وکینه می کنه باز آشیونهدل به تو دادن غلطه آخر با تو بودن حسرتهتوی مرداب نفسم رفته و بی تاب شدم از نامردییاد تو با نفرته آخر با تو بودن حسرتهدیدی که کم نشدمرفیق غم نشدمدیدی تو شکستیاما زیر غم خم نشدماز عشق تا کین فاصله چه کوتاستاز روز تا شب یک غروب کوتاستاین داغی عشقی که به تن تبیده کوتاستاین شعله سردیست که در خیال و رویاست...
ادامه مطلب